متأخّرين به اين كه تفرّق امر عدمى است ، پس نمىباشد علّت از براى وجودى . و در اين نظر است ، از جهت آن كه تفرّق نيست عدمى محض كه علّت از براى وجودى باشد ، پس جايز است كه علّت شود با وجود آن كه تفرّق علّت بالعرض است ، پس [ به ] تحقيق كه علّت بالذّات و بالاصاله [ ب - 180 ] سوء مزاج است ، دويم سوء مزاج مختلف است ، از جهت آن كه حمّى موجب الم است و باعث تفرّق نيست ، و تخصيص داده شده سوء مزاج به مختلف از جهت آن كه سوء مزاج متّفق مقتضى تألّم نمىشود ، چنانچه در شرح ملّا على واقع شده كه مغافص در حمام اوّلا متأذى مىشود از جهت مخالفت كيفيّت بدن آن مرد كيفيّت هواى حمام را و بعد از گرم شدن بدن متأذّى نمىشود از جهت موافقت بدن مغافص با هواى حمام .
و « مغافص » به غين وفاء معجمه و صاد مهمله به معنى : ناگاه ، و مفاجأتكننده است .
قال : و كلّ منهما حسّى و عقلى و هو اقوى . « 1 »
اراده نموده مصنّف - رحمه اللّه - قسمت نمودن الم و لذّت را نسبت به حسّ و عقل ، و اين از اين جهت است كه جماعتى انكار نمودهاند لذّت و الم عقلى را ، و حقّ خلاف اين است ، از جهت آن كه ما ملتذّ مىشويم به معارف كه لذّات « 2 » عقليّه است و تعلّقى به حسّ ندارد ، و متألّم به فقدان آنها مىشويم ، بلكه اين لذّت اقوى از لذّت
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 451
( 2 ) . الف : لذات