تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
مقدور واحد به نحو تبدّل دون الاجتماع « 1 » مندفع مىشود اين دليل ، و در اين صورت جايز است وقوع تماثل در قدرت مثل غيرش از اعراض . و عبارت بهشتى در شرح اين متن چنين است : « أى تماثل القدرة على مقدور لجواز اجتماع قدرتان متماثلتان على مقدور واحد ، كما جاز اجتماع قادرين على مقدور واحد ، و انّما لا يجوز اجتماعهما على وقوعه فقط » . و حاصل كلام اين شد كه استبعادى ندارد تماثل افراد قدرت اگر چه وقوعش از هر دو جايز نيست . و گفته است مصنّف كه استبعادى ندارد ، و جزم به اين نكرد از جهت آن كه دليل تامّى در اين مطلب ندارد . قال : و تقابل العجز تقابل الملكة و العدم . « 2 » يعنى تقابل قدرت با عجز تقابل عدم و ملكه است . و علّامه - رحمه اللّه - گفته كه عجز نزد اوايل و جمهور معتزله عدم قدرت است از آنچه از شأنش آن است كه قادر باشد ، پس اين عجز عدم ملكه قدرت است و عدمى است . و رفته‌اند اشاعره كه عجز معنى وجودى است ، و ضدّ قدرت است ، از جهت آن كه نيست گردانيدن عجز به معنى [ اى ] كه عدم قدرت باشد اولى از عكسش كه قدرت عدم عجز باشد ، پس به نحوى كه قدرت عدم عجز گفته مىشود و وجودى مىشود به اين نحو گفته
هامش
( 1 ) . م ، الف : - به نحو . . . الاجتماع ( 2 ) . كشف المراد / 250 . نسخه‌ها : يقابل