مىشود كه عجز عدم قدرت است . و عبارت شرح علّامه در اين باب به اين نحو است : « ليس جعل العجز عدما للقدرة اولى من العكس » « 1 » و اين / * الف / 138 / خطا است ، از جهت آن كه لازم نيست از عدم اولويّت نزد ايشان عدم اولويّت نفس الامر ، و نه از عدم اولويّت در نفس الامر ثبوتى بودن عجز به حسب معنى حقّ .
قال : و تغاير الخلق لتضادّ أحكامهما و الفعل . « 2 »
يعنى قدرت غير خلق به - ضمّ خاء « 3 » - است ، از براى آن كه احكام اين هر دو ضدّ هماند ، و همچنين قدرت غير فعل است . و در بعضى نسخ عوض « تغاير » ، « تضاد » واقع است . و گفتهاند در شرح آن : « و يضادّ الخلق القدرة و الخلق أيضا يضادّ الفعل » . و گفتهاند كه آنچه ذكر شده افادهء تضادّ نمىكند ، پس مراد تخالف به حسب مفهوم است .
و [ ب - 179 ] علّامه - رحمه اللّه تعالى « 4 » - در شرح خود به اين نحو شرح نموده كه خلق ملكه نفسانيّهاى است كه صادر مىشود به سبب آن از نفس افعال به سهولت بدون سابقهء فكر و رويّة ، و اين مغاير قدرت است ، از جهت آن كه ضدّ است احكام اين هر دو ، چنانچه قدرت مقتضى تساوى نسبتش است به ضدّين ، و خلق « 5 » نيست همچنين خلق ايضا مغاير فعل است ، از جهت آن كه فعل گاهى
هامش
( 1 ) . م ، الف : - پس به نحوى . . . العكس
( 2 ) . كشف المراد / 250
( 3 ) . كذا
( 4 ) . م ، الف : - تعالى
( 5 ) . م : حلق . و همچنين در موارد بعد