انفس است .
بدان اين را كه جسم من حيث هو غير مؤثّر است ، و الّا مساوى مىشد همه اجسام در تأثير ، ليكن مؤثّر مىباشد اجسام بلاشكّ به اعتبار صفت قائمه به آن ، پس صفت مؤثّره يا آن است كه اثر مىكند با شعور يا بدون شعور ؛ و بر هر دو تقدير يا تشابه / * الف / 136 / دارد اين تأثير يا تخالف دارد ، پس اقسام چهار تا شد .
يكى : صفت مقترنه به شعور متّفقه در فعل ، يعنى يك نحو كنندهء هميشه كه متقدّمه در تأثير است ، يعنى قوّت و قدرت آن پيش از فعلش هست ، و اين قوّت فلكيّه است .
و ثانى : مقترنه به شعور مختلفه در تأثير است ، و اين قوّت حيوانيّه است ، يعنى قدرتى كه مختصّ حيوانات است ، و « 1 » من بعد مىآيد بحث از احكامش .
ثالث : صفت مؤثّره [ الف - 177 ] غير مقترنه به شعور است كه « 2 » متشابهه است افعالش در تأثير و اين طبيعيّه است « 3 » .
رابع : صفت غير مقترنه به شعور مختلفه در تأثير است كه نفس نباتى است .
هرگاه اين را دانستى پس ايضا گفته علّامه - رحمه اللّه تعالى - كه من مىگويم كه قدرت مقابل طبيعت و مزاج است :
امّا دليل اوّل : از جهت آن كه قدرت را واجب است اقتران به شعور به خلاف طبيعت .
هامش
( 1 ) . م : - و
( 2 ) . م : - كه
( 3 ) . م : - است