عليها و الا يلزم الدور » . و تكرار اين مطلب از جهت توضيح مرام و مقصود است . « 1 »
مسألهء ثالث و عشرون « 2 » در احكام قدرت است
قال : و منها القدرة و تفارق الطّبيعة و المزاج بمقارنة الشّعور و المغايرة فى التّابع . « 3 »
يعنى از جمله كيفيّات نفسانيّه قدرت است و آن قوّتيست كه در صاحب شعور مىباشد ، مثل حيوانات . و آن قوّت مغاير طبيعت و مزاج است كه منظور در اين هر دو شعور نيست . و ايضا قدرت مغايرت دارد با اين هر دو به سبب آنچه تابع در طبيعت و مزاج است ، امّا در طبيعت مثل حركت و سكون طبيعى و در مزاج مثل « 4 » لون و شكل ؛ و مغايرت تابع لازم دارد مغايرت متبوع را ، پس سبب شعور و عدم آن كه با قدرت هست شعور و با طبيعت و مزاج نيست ، و از توابع اينها مغايرت معلوم مىشود .
و علّامه در شرح خود بيان اين متن گفته كه چون فارغ شد مصنّف - رحمه اللّه - از بحث از علم شروع نمود در بحث از قدرت ، و اشاره نمود به قولش كه گفته : « و منها » يعنى از جمله كيفيّات نفسانيه قدرت است ، از جهت آن كه اين قدرت از كيفيّات و صفات قائمهء به ذوات
هامش
( 1 ) . م ، الف : - و تقرير ديگر به نحوى . . . است
( 2 ) . الف : العشرون
( 3 ) . كشف المراد / 247
( 4 ) . م : - مثل