قيام به ذات خود صحّت معقوليت ذات آن مجرّد و خود را تعقّل « 1 » نمودن « 2 » است ، يعنى مفهوم شدنش در پيش خود از جهت آن كه ما تعقّل ذات خود مىكنيم و غافل از ذات خود مىشويم كه فرع و ملزوم علم سابق است ، و اين معنى مستلزم امكان مقارنت و مصاحبت ميان مجرّد و مجرّد ديگر است كه او را احتياج به فرض مغايرت نيست ، و انتزاع و حصول صورتى از خود و تغاير اعتبارى نبايد ، چنانچه در موضع [ خود ] محقّق شده . اين است تحقيق او در متن .
و در شرح اصفهانى « 3 » ملخّص آنچه ايراد شده در « 4 » بيان اين متن اين است : « كلّ ما يصح أن يعقل يصحّ ان يعقل مع غيره ، و كلّ ما يصحّ أن يعقل مع غيره يصح أن يكون مقارنا لمعقول [ ب - 176 ] آخر و كلّ ما يصحّ أن يكون مقارنا لمعقول آخر « 5 » يصحّ أن يكون عاقلا اذا كان مجرّدا قائما بالذّات » .
تقرير ديگر به نحوى كه علّامه - رحمه اللّه تعالى - در شرح خود بيان نموده اين است ، حاصل آن كه : هر مجرّدى معقول نزد عاقلى مىشود ، و هر چه تنهايى نزد عاقل معقول مىتواند شد با غير هم نزد عاقل ، يعنى به مرادف غير هم معقول مىتواند شد . پس هر مجرّدى مقارنتش با غير در تعقّل صحيح است ، و اگر صحّت اين امر موقوف باشد بر ثبوت و تعقّل اين مجرّد اوّلا نزد عقل و اين معنى خود مقارنت مجرّد است با غير كه عقل باشد ، پس مقارنت با غير موقوف بر مقارنت
هامش
( 1 ) . م ، الف : بعقل
( 2 ) . الف : نموده
( 3 ) . نسخهها : صفهانى
( 4 ) . م : د
( 5 ) . م : - و كل ما يصحّ أن يكون . . . آخر