و ممكن نيست تركيب همهء مقدّمات دليل از سمعيّات محضه ، و الّا لازم مىآيد دور ، از جهت آن كه سمعى محض نيست حجّت مگر بعد از معرفت صدق رسول . و اين مقدّمه يعنى نسبت صدق به رسول اگر مستفاد از سمع شود دور مىشود ، بلكه اين مقدّمه كه در دليل اخذ شده عقلى محض است . پس در اين صورت يكى از مقدّمات نقليّات كلّش « 1 » عقلى است . و ضابطه در اينجا اين است كه هر چه ما يتوقّف عليه صدق الرّسول پس بايد دانست اين را كه اگر صدق آن مفهوم از اخبار رسول باشد نه از قرآن ، و معجزه جايز نيست اثباتش به نقل رسول ، و هر چه مساوى باشد هر دو طرفش نسبت به عقل نيز جايز نيست اثباتش به عقل ، از جهت آن كه ترجيح نمىدهد احدهما را عقل و ما عداى اين هر دو جايز است اثباتش به اين هر دو ، يعنى عقلى صرف و نقلى صرف عقلى صرف ، / * الف / 133 / مثل : « العالم ممكن و كلّ ممكن له مؤثّر » .
و مركّب از عقلى و نقلى مثل : « الوضوء عمل ، و كلّ عمل لا يصلح الّا بالنيّة ؛ لقوله - عليه السّلام - : انّما الاعمال بالنيّات « 2 » » ، كه صغرى عقلى است . و نقلى صرف محال است ، چنانچه آن مذكور شد .
قال : و قد يفيد اللّفظى القطع . « 3 »
بعضى گفتهاند كه ادلّه لفظيّه افادهء يقين نمىكند ، از جهت آن كه
هامش
( 1 ) . ن : - كلش
( 2 ) . عوالى اللئالى ج 1 / 81 ، 380 و ج 2 / 11 و 190
( 3 ) . كشف المراد / 243