عقل مكلّفين كرده نمىشود كه مراد از رسول كه در آيه واقع شده عقل باشد « 1 » تا جمع شود ميان ادلّه .
و از ثانى جواب گفته شده به اين نحو كه : فايدهء عاجله آن زوال خوف است ، و آجلهء آن رسيدن به ثواب است به سبب معرفت ، و ممكن نيست ابتدا به آن ثواب نمودن از طريق حكمت الهى .
و جواب از سيّم اين است كه وجوب نظر اگر چه نظرى است الّا آن كه نظرى القياس است ، يعنى قياس كه ترتيب دهند نظرى است ، امّا به تنبيهى نتيجه آن بديهيست و معلوم است . پس هرگاه تنبيه قياسى به ايشان بشود معلوم مىشود حقّ .
و علّامه - رحمه اللّه - در شرح [ خود ] گفته كه وجوب نظر اگر چه نظرى است ليكن فطرى القياس است . يعنى خود به فطرت « 2 » مىتوان يافت به قياسى كه آن با قضاياست و از آن قضايا به اندك فطرتى منتقل به ترتيب قياس شده به مطلوب و نتيجه مىرسند . « 3 » پس الزام عايد « 4 » بر اشاعره است كه مىگفتند سمعى است « 5 » نه بر معتزله . « 6 »
هامش
( 1 ) . م ، الف : كه مراد . . . عقل باشد
( 2 ) . م ، الف : - به فطرت
( 3 ) . م ، الف : - نفسى كه . . . مىرسند
( 4 ) . نسخهها : + است
( 5 ) . م ، الف : - است كه است
( 6 ) . كشف المراد : و عن الثالث ان وجوب النظر و ان كان نظريا الّا انه فطرى القياس ، فكان الالزام عائدا على الاشاعرة دون المعتزلة .