عبث است اگر نباشد از براى آن فايده اصلا .
بعد از اين گفتهاند كه آنچه لازم مىآيد از اسكات انبيا بر تقدير وجوب سمعى لازم است نيز مر شما را بر تقدير وجوب عقلى ، از جهت آن كه وجوب نظر اگر چه عقلى باشد الّا آن كه كسبى است ، پس مكلّف را هرگاه بيايد از جانب خدا نبى و امر نمايد به متابعت هست او را كه امتناع كند تا صدق نبى را بداند ، و صدق نبى معلوم نمىشود مگر به نظر ، و نظر واجب نيست بر او بالضّروره ، يعنى به نحوى كه ضرورى و بديهى باشد ، بلكه به نظر و فكر واجب است .
پس پيش از نظر معلوم نمىشود وجوبش ، پس مكلّف را هست كه بگويد كه من نظر نمىكنم تا معلوم [ ب - 171 ] نشود وجوب نظر ، و اين مستلزم اسكات انبياست نيز .
و جواب از اوّل كه آيه است : تخصيص حكم است ، يعنى آن محمول است به حمل نفى تعذيب كه متوقّف بر رسالت بود بر ترك / * ب / 132 / تكليف سمعى ، يعنى تكليفى كه از انبيا نسبت به مكلّفين مىشود به حسب سمع آن مكلّفين « 1 » در نكردن آن « 2 » پيش از فرستادن رسول و امر رسول معذّب نيستند . حاصل آن كه مكلّفين پيش از ارسال رسل در ترك تكليف معذّب نيستند به اين دليل سمعى . « 3 » يا جواب اوّل تأويل نمودن رسول است به عقل ، يعنى عذاب با عدم
هامش
- ممكن بدون النظر . در اين صورت تصحيح عبارت كه از روى نسخهء ن صورت گرفته در واقع بايد چنين باشد . « زيرا كه آن فايده عاجله است يا فايدهء آجله و حصول آن فايدهء آجله بدون . . . »
( 1 ) . م ، الف : - آن مكلفين
( 2 ) . ن : - آن
( 3 ) . م ، الف : - حاصل آن كه مكلفين . . . سمعى