تسلسل يا « 1 » اشتراط شىء بنفسه . و اين سهو است ، از جهت آن كه تسلسل لازم مىآيد [ الف - 170 ] اگر بگوييم كه محتاج است هر زايد از اجزا ماديّه به ترتيب ، مثل آن كه اگر نتيجه منتهى به بديهى نشود تسلسل لازم است ، و نيست همچنين ؛ بلكه محتاج به ترتيب اجزاء ماديه تنها است ، پس نظر صحيح به جزئى قياس كه صغرى و كبرى باشد مفيد علم كسبى است ، و محتاج به نظر ديگر نيست كه مستلزم دور و تسلسل باشد .
قال : و شرطه عدم الغاية و ضدّها و حضورها . « 2 »
علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود گفته كه آنچه ما فهم كردهايم از اين كلام مصنّف - رحمه اللّه تعالى - اين است كه شرط نظر عدم علم است به مطلوبى كه آن غايت نظر است ، و الّا لازم مىآيد تحصيل حاصل ، و شرط است أيضا عدم اعتقاد به ضدّ مطلوب ، يعنى جهل مركّب نداشتن در اين مقدّمه كه اگر اعتقاد او صحّت نقيض و ضدّ اين مطلوب باشد ، پس در تحصيل اين سعى نمىكند و نظر نمىاندازد به دليل . و شرط است ايضا حضور غايت و مطلوب در نظر طالب ، از جهت آن كه عاقل از چيزى طالب آن چيزى نمىباشد و نظر نوعى از طلب است .
قال : و لوجوب ما يتوقّف عليه العقليان و انتفاء ضدّ المطلوب على تقدير
هامش
( 1 ) . م : با
( 2 ) . كشف المراد / 241