قال : و حصول العلم عن الصّحيح واجب . « 1 »
اختلاف نمودهاند مردم در اينجا ، پس معتزله بر اين رفتهاند كه نظر مولّد علم است ، و سبب است از براى آن . و اشاعره گفتهاند كه خداى - تعالى - جارى گردانيد عادت را به خلق علم عقيب نظر و فكر ، و نيست نظر موجب و سبب علم . و استدلال نمودهاند بر اين به اين كه علم حادث امر ممكن است و خداى - تعالى - قادر است بر همهء ممكنات و فاعل آنهاست موافق آنچه مىآيد من بعد در باب خلق اعمال . پس مىباشد علم از فعل خداى تعالى .
و معتزله چون باطل نمودهاند قول به اسناد افعال حيوانيّه را به خداى - تعالى - باطل است نزد ايشان اين استدلال ، و چون ديدهاند علم حاصل مىشود عقيب نظر و منتفى مىشود با انتفاء نظر حكم نمودهاند بر اين كه نظر سبب است از براى علم به نحوى كه در ساير امور اسباب متحقّق است .
و حقّ اين است موافق شرح علّامه - رحمه اللّه - كه نظر صحيح واجب است كه نزد / * ب / 130 / حصولش حصول علم بشود ، و ممكن نيست تخلّف از آن ، پس بتحقيق كه ما مىدانيم قطعا اين را كه هرگاه حاصل شود از براى ما اعتقاد به دو مقدّمهء صغرى و كبرى واجب است حصول نتيجه .
گفتهاند اشاعره كه تذكّر مولّد علم نيست ، پس همچنين است نظر و فكر قياس بر آن . و تذكّر دفعة به خاطر مطلوب رسيدن است .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 240