صدق معلّم بر علم به تصديق اللّه - تعالى - آن معلّم را به واسطها معجزه از خدا ، پس اگر موقوف باشد معرفت به اللّه - تعالى - بر آن معجزه دور لازم مىآيد از جهت آن كه احتياج هر عارف به معلّم مستلزم حاجت آن معلّم است به معلّم ديگر و همچنين ، و اين مستلزم تسلسل است .
و اين دو الزام ضعيف است از جهت آن كه دور لازم است بر تقدير استقلال معلّم به تحصيل معارف ، و نيست همچنين ، بلكه آن مرشد است به استنباط احكام از ادلّه كه از جملهء آنها چيزى است كه دالّ است بر صدقش ، يعنى دليليست كه هرگاه او بگويد آن را دلالت بر صدق او مىكند اين مقدّمات دليل ، و تسلسل لازم مىآيد اگر واجب باشد مساوات عقل معلّم با عقول ، امّا اگر زياد باشد در بين عقل يكى لازم نيست احتياج به ديگرى .
قال : نعم لا بدّ من الجزء الصورى .
اشاره نموده مصنّف - رحمه اللّه تعالى - به اين كلام به جزء صورى يعنى به ترتيب مقدّمات از جهت آن كه لا بدّ است / * الف / 131 / با حضور مقدّمتين در ذهن از ترتيبى كه حاصل باشد ميان اينها تا آن كه حاصل شود علم به نتيجه ، و اين جزء صورى است جهت نظر و فكر ، از جهت آن كه اگر ترتيب نبود منظور در نظر مردم و فكر ايشان البتّه حاصل مىشد علوم كسبيّه از براى جميع عقلا ، و واقع نمىشد خلل از براى احدى در اعتقادش .
و بعضى گفتهاند حاجت به ترتيب نيست و الّا لازم مىآيد
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٥٧٨