به مطلوب بالضّروره . و اين در تصديقات است و همچنين در تصوّرات .
پس بدرستى كه هرگاه حدّ مشتمل باشد بر جنس قريب و فصل اخير و مقدّم داشته شود جنس بر فصل حاصل مىشود تصوّر محدود قطعا ، و اشاره به اين دو امر نموده مصنّف - رحمه اللّه - به قول خود كه گفته : « مع سلامة جزئيه » ، يعنى جزء مادّى و جزء صورى سالم باشند .
و باز در شرح علّامه واقع است كه « 1 » بدان اين را كه مردم اختلاف نمودهاند در اينجا ، پس گفته است كسى كه مزيد تحصيل علمى نيست از براى او اين را كه نظر و فكر مفيد علم نيست ، از جهت آن كه علم افاده نموده مر علم ديگر را ، اگر ضرورى باشد لازم مىآيد اشتراك عقلا در آن ؛ و اگر نظرى باشد تسلسل مىشود در اين نظر ، و همه سلسلهء ناظرين در اين تسلسل منتظمند « 2 » از جهت آن كه نظر اگر مستلزم علم باشد مختلف نخواهند شد ناس در آراى [ الف - 168 ] خود از جهت آن كه مشتركند اينها همه در علوم ضروريّه كه مبادى نظريّه باشند ، پس بايد همهء ناس در علم مساوى باشند . اين بود كلام غير محقّقين .
و رفتهاند محقّقون بر اين كه آن نظر افاده علم مىكند بالضّروره ، از جهت آن كه هرگاه اعتقاد كنيم كه عالم ممكن است و اين كه هر ممكن محدث است حاصل مىشود علم براى ما بالضّروره كه عالم محدث
هامش
( 1 ) . م ، الف : - و باز . . . كه
( 2 ) . ن : - و همهء سلسله . . . منتظمند