است : ضرورى كه محتاج به طلب و كسب نيست ، و نظرى كه محتاج به طلب و كسب است . پس ثانى مكتسب به نظر است ، و آن ترتيب امور معلومه ذهنيّه است تا توصّل به سبب آن به امر مجهولى حاصل شود ، پس اين ترتيب جنس بعيد است از براى آن كه آن به نحوى كه واقع مىشود در اشياى ذهنيه ، همچنين أيضا واقع مىشود [ ب - 167 ] در اشياء خارجيّه ، پس تقييد نمودن به امور ذهنيّه اخراج مىنمايد غير آن را بعد از اين .
بدان كه اين ترتيب خاصّ گاهى اراده كرده مىشود از جهت تحصيل آنچه حاصل نيست ، و گاهى نمىباشد همچنين ، بلكه از براى امرى است كه حاصل است ، پس ثانى نيست نظرى . و اين حدّ بتحقيق كه مشتمل است بر علل اربع از جهت فكر و نظر ، يعنى مادّه و صورت و غايت آن ، و در اينجا اشاره است به علّت فاعليّه كه كسب و ترتيب مقدّمات بدون آن نمىشود .
و اين امور گاهى مىباشند تصوّرات چند كه حدود باشند نسبت به چيزى ، يا رسومى باشند كه مستفاد مىشود از آنها علم به مفردات ، و گاه مىباشند تصديقاتى / * ب / 129 / كه مكتسب به سبب اينها مىشود تصديق ديگر .
بدان اين را كه مصطلح در تحصيل نظر چون بوده است مركّبى كه مشتمل است بالضّروره بر جزء مادى و جزء صورى ، پس مادّى مقدّمات است و صورى ترتيب ميان آنها ! پس هرگاه سالم باشند اين دو جزء به اين نحو كه حمل و وضع و ربط و جهت به نحوى باشد كه سزاوار است و ترتيب نيز به نحو سزاوارى باشد حاصل مىشود علم
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٥٧١