تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
متضادّ مىباشد . و اين ظاهر است . ليكن وجه تضادّ نزد ابى على جبائى تعلّق اعتقاد است به ضدّين ، پس حكم نموده به تضادّ اعتقاد در اعتقاد به ضدّين ، و گفته است به اين نحو ابى هاشم نيز اوّلا بعد از آن حكم نموده به اين كه تضادّ در اعتقاد مىباشد از جهت تعلّق به سلب [ الف - 166 ] و ايجاب نه غير آن . امّا علم پس واقع نمىشود در آن تضادّ ، از جهت وجوب مطابقهء با واقع در علم ، به خلاف اعتقاد . قال : و السّهو عدم ملكة العلم و قد يفرق بينه و بين النّسيان . « 1 » يعنى سهو عدم ملكهء علم است ، اين مشهور است نزد اوايل و متكلّمين . و رفته‌اند جبائيان به اين كه سهو معنيست كه ضدّ علم است . و فرق كرده‌اند اوايل ميانهء سهو و نسيان ، پس گفته‌اند كه سهو زوال صورت از مدرك خاصّ است نه از حافظه ، و نيسان زوال آن است از هر دو با هم . قال : و الشك تردّد الذّهن بين الطرفين . « 2 » شكّ سلب اعتقاد است و تردّد ذهن است ميان طرفين نقيض به طريق تساوى ، و از جملهء تصوّرات است و امر بين بين است ؛ و نيست معنى قائم به نفس مستقلّ بنفسه . و اين است مذهب اوايل و ابى هاشم . و گفته است ابو على كه اين شكّ به معنى تضادّ علم است ، و اختيار اين نموده بلخى كه چون متجدّد شده بعد از آن كه نبود ضد آن است ، و اين خطا است ، از جهت عدم اتّحاد متعلّقى كه واحد باشد ، و « 3 » شرط
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 236 ( 2 ) . كشف المراد / 236 ( 3 ) . ن : - و
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 566 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى