هست ، و مصنّف - رحمه اللّه - در متن بعد تصريح به اين نموده .
و ملّا على در شرح خود بيان اين تعاكس نموده به اين نحو كه :
« الاعتقاد يطلق على التّصديق مطلقا اعمّ من أن يكون جازما أو غير جازم ، مطابقا أو غير مطابق ، ثابتا أو غير ثابت . و هذا متداول مشهور . و قد يقال لاحد قسمى العلم - اعنى اليقين الّذى قد بيّن ان العلم ينقسم اليه - و الى التصوّر ، فيتعاكس العلم و الاعتقاد فى العموم و الخصوص بحسب الاصطلاحين ؛ لأنّ الاعتقاد بالمعنى الثّانى اخصّ من العلم و ذلك ظاهر . و بالمعنى الاوّل أعمّ من العلم اذ يصدق على الظّنّ و الجهل المركّب و التّقليد بخلاف العلم . و فى هذا الكلام تمحلّمّا « 1 » . »
پس تصريح نموده در اين كلام به اين كه اعتقاد گاهى گفته مىشود و مطلق تصديق جازم و غير جازم و مطابق و غير مطابق ثابت و غير ثابت خواسته مىشود ، و گاهى گفته مىشود و علم يقينى كه تصديق است مىخواهند و مبيّن شد كه به اين تصديق و تصوّر علم منقسم مىشود ، و گفته است كه به اين تعاكس كه مصنّف - رحمه اللّه - گفته تمحّل [ ب - 165 ] يعنى « محيله » و تكلّفى شده ، به جهت آن كه از كلام مصنّف - رحمه اللّه - آنچه مستفاد مىشود اين تعاكس متحقّق است با وجود بودن علم هميشه به يك معنى . و چنين نيست از جهت آن كه اعتقاد به معنى اوّل مىباشد بتحقيق اعمّ از علم هرگاه اراده شود از علم امر يقينى ، و اعتقاد به معنى ثانى مىباشد اخصّ از علم هرگاه اراده شود از علم امرى كه منقسم است به تصوّر و يقين . و چنين نيست
هامش
( 1 ) . شرح التجريد