مغاير علوم است ؟
پس جماعتى به اوّل رفتهاند ، يعنى از جمله علوم اعتقاد را گرفتهاند . و ابن هذيل علّاف رفته است به ثانى كه خارج از علم است . و ابطال آن نموده ابو على جبائى به اين كه اگر اين نحو باشد كه داخل علم نباشد يا مثل علم است . پس اين مطلوب است يا ضدّ علم است - پس با هم جمع نمىشوند با وجود آن كه جمع مىشوند - يا مخالف علم است ، پس بايد منتفى نشوند علم و مخالف علم به ضدّ واحد . و چنين نيست بلكه هر دو منتفى مىشوند به ضدّ واحد .
و تحقيق در اينجا اين است كه اعتقاد احد قسمى علم است ، و از اين جهت است كه ما بيان كرديم كه علم گفته مىشود / * ب / 127 / بر تصوّر و تصديق ، و گويا « 1 » كه علم جنس اين هر دو است ، و اعتقاد اصل تصديق است ، و اين تصديق قسميست از اوّل قسمى علم كه تصوّر و تصديق باشد .
قال : فيتعاكسان فى العموم و الخصوص . « 2 »
اين نتيجه ما مضى است . و علّامه - رحمه اللّه - گفته كه آنچه ما فهميدهايم از اين متن اين است كه اعتقاد بتحقيق كه ظاهر است كه احد قسمى علم است ، پس آن اعتقاد اخصّ از اين علم است به اين اعتبار ، از جهت آن كه علم شامل است مر تصور و تصديقى را كه آن اعتقاد است ، و اعتقاد به اعتبار آخر اعمّ از علم است از جهت آن كه آن شامل
هامش
( 1 ) . مخ : كانّ
( 2 ) . كشف المراد / 236