تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
و تحقيق اين مطلب اين است كه تو هرگاه تعقّل كنى كسوف شخصى را از جهت سببش و صفاتش به اين نحوى كلّيست همه اينها ، و هر واحد از اينها نوع منحصر به فرد باشند خواهد بود علم به آن كسوف كلّى ، هر چند آن شخصى باشد ، مثلا هرگاه شخصى گويد كه آفتابى كه به وسط السّماء باشد ظلّ شاخصى كه بگذارى در روشنى آن مستقيم خواهد بود ، حكم كلّى است . پس بتحقيق كه در اين وقت كلّى مىشود آن سبب ، و مىباشد نوعى مجموع و منحصر در شخص . و نوع مجموع [ ب - 163 ] منحصر در شخص از براى آن معلول كلّيست كه متغيّر نمىشود ، و آنچه مستند مىشود به آن از صفات و احوالش مىباشد مدرك به عقل ؛ پس متغيّر نمىشود . پس بدرستى كه هر وقت حاصل شود علل شخص و اسبابش واجب است حصول آن جزئى ، پس گفته مىشود بدرستى كه اين شخص اسبابش همچنين است ، و هر وقت حاصل شود اين اسباب خواهد بود اين شخص و مثلش ، پس مىباشد كلّى / * ب / 126 / به سبب عللش . و ملا محمود نيريزى « 1 » در شرح خود در اين متن بيان معنى كلّى بودن سبب را به اين نحو نموده كه : چيزى هرگاه معلوم شود از راه علم به سببش مختصّ نخواهد نمود آن چيز را علم به آن سبب به نحوى كلّى نه به وقت مختصّ وجودش و نه به مكان مختصى كه آن در آن مكان موجود است ، و ما نمىخواهيم از علم به شىء بر وجه كلّى مگر
هامش
( 1 ) . نسخه‌ها : نيرزى
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 558 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى