تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧

مسألهء تاسع عشر در كيفيّت علم بذى السّبب است

قال : و ذو السّبب انّما يعلم به كلّيا « 1 » بدان كه شىء هرگاه ذى سبب باشد پس بتحقيق كه علم به سبب آن حاصل مىشود كليا ، از جهت آن كه بدون سبب آن شىء ممكن است و در مرتبه امكان است ، و با سبب واجب مىشود . پس هرگاه نظر كند به آن چيز عقل من حيث هو هو يعنى آن را در مرتبه امكان ملاحظه كند حكم كرده نمىشود به وقوعش و به عدمش در اين مرتبه . و اين است و جز اين نيست كه حكم مىكند به احدهما هرگاه بفهمد وجود سبب را يا عدمش را ، پس صاحب سبب را حكم مىكند به وجود آن يا عدم آن نظر به سبب آن كرده وجودا و عدما . هرگاه ثابت شد اين ، پس بدرستى كه صاحب سبب را عالم مىشود كسى كلّيا از جهت آن كه ملاحظه مىشود بودن آن صادر از چيزى ، و اين معنى قيدى است از براى آن چيز به قيد كلّى ، امّا كلّى بودن آن مثل اين است كه كسى گويد كه « الف » موجب « ب » است ، پس استدلال كند از علم به وجود « الف » به وجود « ب » و استدلال از اين به نحو كلّى بر كلّى ديگر است ، از جهت آن كه صدور چيزى از چيزى نفس تصوّرش مانع از شركت غير نيست و تقييد كلّى به كلّى مقتضى جزئيت نيست .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 233