اين اصطلاح فرقى كه ميان انواع و اجناس است كه نوع علم باشد و جنس ادراك / * ب / 125 / باشد .
و گاهى اطلاق مىكنند ادراك را به اصطلاح ديگر بر احساس نه غير آن . پس فرق ميان آن و ميان علم فرق ميان دو نوعى مىشود كه داخل در تحت جنس باشد ، و آن جنس ادراك مطلق است اينجا .
مسألهء سابع عشر در اين است كه علم به علّت مستلزم علم به معلول است
قال : و تعلّقه على التّمام بالعلّة يستلزم تعلّقه كذلك بالمعلول . « 1 »
علم به علّت واقع مىشود به سه اعتبار :
اوّل : علم به ماهيّت علّيّت است از آن حيثيّت كه علّت ذات و حقيقتيست خاصّ نه به اعتبار ديگر ، و اين مستلزم علم به معلول نيست نه به نحو تمام و [ نه ] به نحو نقصان .
دويم : علم به علّت است از آن حيثيت كه مستلزم است مر ذات معلول را ، و اين علم ناقص است به علّت . پس لازم دارد علم ناقص به معلول را از آن حيثيّت كه آن معلول لازم است مر علّت را ، نه از حيثيّت ماهيّت آن معلول .
سيم : علم به ذات علّت است و ماهيّت علم و لوازم و ملزومات و عوارض و معروضات و آنچه در ذات علّت و آنچه از براى علّت است قياس به غير ؛ و اين علم تامّ به علّت است . و لازم دارد علم تامّ به
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 232