ما صورت قوسى را بكشيم كه مثل اين تحصيل شود صورت متبوع و معلوم خواهد بود ، و اگر قوسى باشد و ما صورت آن را بكشيم در اين صورت تابع مىشود . « 1 »
مسألهء پانزدهم « 2 » در توقّف علم است « 3 » بر استعداد
قال : و لا بد فيه من الاستعداد [ امّا الضرورى فبالحواس و امّا الكسبى فبالأوّل ] . « 4 »
علم يا ضرورى است يا كسبى است ، و اين هر دو حاصل شده بعد از عدمش ، از جهت آن كه فطرت بشريّه كه مخلوق شد اوّل عارى از معلوم بود بعد از آن حاصل شد از براى آن علم به هر دو قسم ، پس ناچار است از استعداد سابقى كه آن استعداد مغاير نفس باشد ، و فاعلى كه آن فاعل در علم باشد ، پس ضرورى را فاعلش خداى - تعالى - است ، از جهت آن كه قابل مثل نفس اخراج نمىكند مقبول را از قوّه به فعل به ذات خود ، و الّا منفكّ نمىشد از آن . و از براى قبول علم درجات مختلفه است در قرب و بعد استعداد ، و كلام به غير اين نيست كه مستعدّ مىشود نفس از براى قبول بر سبيل تدريج ، پس منتقل مىشود ، و از نهايت مراتب بعد به ادناى از « 5 » مراتب قوّت « 6 » قرب
هامش
( 1 ) . م ، الف : - كه بقاى . . . مىشود .
( 2 ) . ن ، م : يازدهم
( 3 ) . / * الف / 125 /
( 4 ) . كشف المراد / 231
( 5 ) . م ، الف : - از
( 6 ) . م ، الف : - قوت