تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
قال : فزال الدور . « 1 » آنچه فهميده مىشود از اين كلام دو امر است : يكى : اين كه « 2 » گفته شود كه / * ب / 124 / تقسيم نموديد علم را بر اقسام چند ، از جمله آن علم فعليست كه علّت وجود معلول است ، و آن علّت غايى و غايت است و علّت مقدّم بر معلول است . و در اينجا كه گفتيد جنس علم را تابع و شمرديد آن را شبح و مثال معلول كه موقوف است بر معلول و مؤخّر و تابع معلول است ، پس لازم آمد شما را دور ، از جهت آن كه تبعيّت جنس علم لازم دارد تبعيّت نوع را كه علم فعلى باشد ؛ پس علم فعلى علّت و متبوع است و تابع و معلول ؛ و اين دور است . « 3 » و تقرير جواب از آن اين است كه : ما مىخواهيم از تبعيّت علم آنچه ما قرار داديم از بودن علم و معلوم مطابق كه معلوم اصل باشد و علم فرع ، بر وجهى كه هرگاه تصوّر كند هر دو را عقل حكم كند كه اصل در اين تطابق هيئت معلوم است ، و علم به حسب هيئت فرع آن است . و وجه خلاصى از دور بنابراين تحقيق اين است كه علم فعلى علّت و محصّل است از براى معلوم ، و محقّق آن است در خارج تنها نه مطلقا كه محصّل شود مطابقه نيز و در آن هم اصل باشد . ثانى از اين دو امر : آن كه گفته شود در بيان دور كه متبوع كه معلوم است واجب است كه مقدّم باشد بر تابع به احد انواع تقدّم خمسه ، و اينجا معلوم مقدّم بالشّرف و به وضع نيست ، از جهت آن كه اين هر
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 231 ( 2 ) . م : آن كه ( 3 ) . م ، الف : - پس علم . . . است
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 551 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى