قال : و يختلف / * ب / 122 / باختلاف « 1 » المعقول . « 2 »
اختلاف نمودهاند مردم در اينجا . پس رفتهاند قومى به جواز تعلّق علم واحد به دو معلوم ، و منع نمودهاند اين را آخرون ، و اين حقّ است ؛ از جهت آن كه ما بيان كرديم كه تعقّل حصول صورت مساوى معلوم است در ذهن عالم ، و صور اشياى مختلفه مختلف مىشوند به اختلاف اشيا ، پس ممكن نيست كه بوده باشد صورت واحده جهت دو امر مختلف نزد عالم ، پس علم واحد متعلّق به دو امر چنين نمىشود ، و هست اين مذهب ممنوع مگر آن كسى كه « 3 » تجويز نموده است علم را و راى صورت منطبعه ، مثل علم واجب ، تعالى .
قال : كالحال و الاستقبال . « 4 »
اين اشاره به ابطال مذهب جماعتيست از معتزله كه رفتهاند به اين كه علم به استقبال عين علم به حال است در وقت حضور استقبال . پس گفتهاند كه علم به اين كه چيزى زود باشد كه موجود شود علم به وجود آن است هرگاه موجود شود ، مثلا علم به وجود زيد فردا همان علم است به وجودش كه مىدانستيم وقتى را كه موجود مىشود بدون تغيير ، و به غير اين « 5 » امرى نيست كه باعث اين قول شده باشد ، و « 6 » آنچه ثابت شده است از اين « 7 » كه حق سبحانه و تعالى عالم است به كلّ
هامش
( 1 ) . م : باختلا
( 2 ) . كشف المراد / 227
( 3 ) . م ، الف : - كه
( 4 ) . كشف المراد / 288
( 5 ) . ن : - به غير اين
( 6 ) . ن : مگر
( 7 ) . ن : - از اين