تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
است در عالم ، و انكار نموده‌اند آخرون . و دليل و حجّت گفته‌اند اوّلون : كه ما ادراك مىكنيم شيئى از اشيا را كه تحقّقى در خارج ندارد ، پس اگر منطبع در ذهن [ ب - 158 ] نباشد . معدوم صرف و نفى محض خواهد بود ، پس محال است كه اضافه‌اش به نفس و ذهن توان كرد ، و گفت معلومات نفس و معلومات ذهن . و حجت گفته‌اند آخرون كه مانع انطباعند به دو وجه : اوّل : آن كه تعقّل « 1 » اگر علم و حصول صورت معقول در عاقل باشد لازم مىآيد كه جدار متّصف / * الف / 122 / به سواد متعقّل آن باشد ، « 2 » و تعقّل كند سواد را ، و تالى باطل است پس مقدّم مثل آن است . وجه دويم : آن كه ذهن تصوّر اشياى متقدّره صاحب طول و عرض مىكند ، پس لازم مىآيد از حلول مقدار در آن كه ذهن صاحب قدر و مقدار بشود . و جواب از اين هر دو خواهد آمد . قال : فى المحلّ المجرّد القابل . « 3 » « فى المحلّ » متعلّق به « انطباع » است كه در متن سابق است ، و اين اشاره است به جواب از اين دو اشكال متن قبل . تقريرش اين است كه محلّى كه ما آن را عاقل فرض نموده‌ايم مجرّد از موادّ و ماهيت جسمانى است « 4 » است بالكليّه ، و مجرّد متّصف به مقدار به سبب حلول
هامش
( 1 ) . الف : به عقل ( 2 ) . ن : + سواد ( 3 ) . كشف المراد / 226 ( 4 ) . م : الف : و ماهيت جسمانى است