يعنى تصديق است .
قال : و لا يحدّ . « 1 »
اختلاف نمودهاند عقلا در علم ، پس گفتهاند قومى كه تعريف به حد نمىتوان نمود آن را ، از جهت / * ب / 121 / ظهورش « 2 » به سبب آن كه كيفيّات وجدانيّه ظاهره كه از آن اظهر چيزى نيست به چه نحو و « 3 » چون « 4 » [ الف - 158 ] ممكن است تحديدش ، كه اگر تحديد شود به چيزى تحديد با خفى خواهد بود ، و از جهت آن كه غير معلوم معلوم مىشود به سبب امر معلوم ، پس اگر معلوم نيز به غير معلوم معلوم شود دور لازم مىآيد .
و گفتهاند جمع ديگر كه تحديد كرده مىشود علم به خلاف گفته مانعين از تحديد علم . و بعضى گفتهاند كه تحديد اشيا مفيد اين است كه اين محدود مثل علم به زيد همچنين است ، و نمىباشد آن علم مگر چنين . پس ممكن است كه علم را به نحوى تصوّر نمايد كسى و جزم كند كه نمىباشد مگر چنين ، و به اين نحو علم محدود شود . و جمعى ديگر گفتهاند كه تحديد اعتقادى است كه موجب سكون نفس است ، پس هر چند علم امر معلوم بديهى باشد ممكن است موجب سكون و تيقّن به نحو تصوّر نمودنى « 5 » جهت نفس حاصل شود ، و هر دو نحو يعنى تصوّر علم به نحوى كه موجب سكون باشد و اعتقاد اين كه اين
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 225
( 2 ) . م : ظهور علم
( 3 ) . الف : - و
( 4 ) . ن : - نحو و چون
( 5 ) . م : دنى