يستعمل هذه اللّفظ فيه اذا كان قرينة .
مسألهء هشتم در بحث از مطعومات است
قال : و منها المطعومات التّسع الحادثة من تفاعل الثّلاثة فى مثلها . « 1 »
مشهور نزد اوايل اين است كه جسم اگر عديم الطّعم است و بىمزه باشد ، تفه است . و اين تفه شمرده شده از طعوم تسعه « 2 » . و اگر صاحب طعم است خارج از اين هشت طعم نيست كه حلاوت و حموضت و ملوحت و حرافت است . و « 3 » اگر « 4 » حرافت به معنى تندى است مثل فلفل است ، و در صراح واقع است كه « حريف چيز تيز زبان گز است » « 5 » .
و همچنين از جمله طعوم مرارت است كه تلخى است ، و عفوصت است ، يعنى چيزى كه مزه تند دارد . و در صراح واقع است كه « عفص به كسر الوسط ، تند مزه » و عفوصت تندى مزه است ، و فيه عفوصة اى تقبض » « 6 » .
و [ ب - 156 ] هشتم اينها . كه قسم ديگر باشد قبض است از جمله طعوم . و نهم آنها دسومت است يعنى چربى .
و اين طعوم تسعه حاصل مىشود از تفاعل هر يك از سه : كيفيّت
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 246
( 2 ) . ن : + است
( 3 ) . ن : - و
( 4 ) . الف : اكبر
( 5 ) . صراح اللغة / 215 : « حرّيف »
( 6 ) . صراح اللغة / 170