حروف را « 1 » علّامه « 2 » همين قدر گفته . و در كتب نحو بعضى فرق ميان حرف مدّ و لين نمودهاند . و ما نيز در شرح الفيهء كه نظم فارسى نمودهايم ذكر كردهايم اين فرق را در مبحث ترخيم « 3 » به اين نحو :
شعر
حرف مدّ ساكن از تحريك در ما قبل آن * گردد « 4 » هم جنسى به آن از لين و گرنه مدّ بر آن
و حرف مدّ به اشباع است كه حاصل مىشود در زمان ، و لين در موسى است ، و عدم لين در فرعون است ، و صامت ما عداى اينها است . و صامت يا متماثل است مثل دو جيم ، يا مختلف است . و مختلف يا بالذّات مختلف است - مثل جيم و خا - يا بالعرض مختلف است و بالعرض ، مثل آن كه يك جيم ساكن باشد و يكى متحرّك ، يا آن كه يكى متحرك به حركتى باشد و ديگرى به حركت ضدّ و نقيض آن .
و اكثر فرق ميان مدّ و لين نگذاشتهاند ، و در الف و واو و ياء ساكنه كه حرف قبلش متحرّك به حركت از جنس اينها نباشد ، يا آن كه اين حروف « 5 » متحرّك باشند « 6 » گفتهاند كه از جملهء صامتند .
قال : و ينتظم منها الكلام بأقسامه . « 7 »
اين حروف مسموعه هرگاه مركّب شوند به تركيب و نظم
هامش
( 1 ) . كذا در نسخهها
( 2 ) . م : + را
( 3 ) . م : ترجيم
( 4 ) . ن : يا
( 5 ) . ن ، م : حرف
( 6 ) . م : باشد
( 7 ) . كشف المراد / 223