هرگاه مؤدّى شود تموّج به جسم كثيفى كه مقاومت به اين تموّج نمايد ردّ مىكند آن تموّج را ، پس حاصل مىشود تموّج ديگر از آن ، و حاصل مىشود از آن تموّج آخر صوت ديگر ، و آن صداى است كه مسموع مىشود . و ظاهر آن است كه اين صدا حاصل مىشود از تموّج هواى اوّل متموّج كه متوجّه به مقاومت است ، نه از هواى متوجّه بعد كه بعد از صدمهء مقابل حاصل شده باشد ، اگر چه اين احتمال در آن هست . و كلام مصنّف - رحمه اللّه - احتمال اين هر دو دارد ؛ از جهت آن كه قول مصنّف : « و يحصل منه آخر » احتمال كلا المعنيّين در آن هست . [ الف - 155 ] .
قال : و تعرض له كيفيّة مميّزة تسمّى باعتبارها حرفا . « 1 »
يعنى : عارض مىشود از براى صوت كيفيّتى كه متميّز مىشود به سبب آن صوتى از صوت ديگر كه مثل آن باشد و تميّزى در بين مسموع شود كه ناميده مىشود آن صوت به اعتبار آن كيفيّت حروف ، يعنى حروف تهجّى . و حصر آن معلوم نيست به برهان ، سيّما با اختلاف لغات .
قال : و امّا مصوت أو صامت ، متماثل أو مختلف بالذّات أو بالعرض . « 2 »
يعنى : تقسيم « 3 » مىشود حروف به دو قسم : مصوّت ، و صامت .
پس مصوّت حروف مدّ و لين است ، اعنى : واو و الف و يا . و بيان اين
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 222
( 2 ) . كشف المراد / 222
( 3 ) . م : مستقيم