جهت واقعى كه از آنجا حاصل شده صوت « 1 » معلوم نشود ، و ضعف اگر جهت آن بعد باشد فرق نخواهد بود ميان قوى بعيد و ضعيف قريب .
قال : و يستحيل بقاؤه لوجوب ادراك الهيئة الصّوريّة . « 2 »
صوت محال است كه بقايى داشته باشد به خلاف مذهب كراميه .
و دليل بر بقاى اين صوت « 3 » اين است كه قريب و بعيد به يك نحو و ترتيب مىشوند ، پس بايد باقى باشد كه نزد بعيد مىرسد . و دليل عدم بقا اين است كه هرگاه بشنويم لفظ زيد را ادراك مىكنيم هيأت صوريّه اين لفظ را ، يعنى ترتيب حروف و تقديم بعضى را بر بعضى ، پس اگر اجزاء حروف باقى باشد ممكن نيست اولويت « 4 » ادراك اين ترتيب از غيرش « 5 » كه در حروف خمس مصوّر است .
و جواب جهت دليل بقا گفته شده كه مسموع قريب و بعيد اگر مثل هم باشند اشخاص مختلف است به سبب اختلاف تموّج اهويه ، پس شخص واحد باقى نيست .
قال : و يحصل منه آخر . « 6 »
يعنى : صوت حاصل مىشود به اعتبار تموّج در هواى و اصل به سطح صماخ ، و محقّق است / * الف / 119 / وجود آن در خارج ؛ پس
هامش
( 1 ) . م ، الف : - صوت
( 2 ) . كشف المراد / 222
( 3 ) . م ، الف : دليل بر اين
( 4 ) . م ، الف : - اولويت
( 5 ) . م ، الف : - از غيرش
( 6 ) . كشف المراد / 222