- رحمه اللّه - به اين كه گفته : « 1 » « ان المضىء و انما يضيء مقابله » يعنى مضىء علّت ضياء مقابل خود مىشود . « 2 »
قال : و هو ذاتى او عرضى أوّل و ثان . « 3 »
ضوء بعضى ذاتى و بعضى عرضى است ، و أيضا بعضى اوّلا حاصل مىشود و بعضى ثانيا . پس ذاتى را ضوء مىگويند به قول مطلق ، يعنى اگر ضوء مطلق بگويند روشن است كه امر ذاتى است ؛ و امّا عرضى و آن حاصل مىشود از مضىء ، يعنى از شىء مضىء لذاته در غيرش بالعرض . پس بدرستى كه آن را نور مىگويند و اوّل از ضوء را ، و آن چيزى است كه حاصل مىشود از مضىء لذاته ، مثل هوا كه بىواسطه از شمس / * الف / 118 / روشن مىشود ضوء اوّل مىگويند .
و ثانى آن چيزى است كه روشنى حاصل مىشود از مقابلش ، مثل ارض پيش از طلوع شمس كه روشن است از هوايى كه آن روشن از شمس است . امّا « 4 » ثانيا ، پس آن را ضوء ثانى مىگويند . « 5 »
قال : و الظّلمة عدم ملكة . « 6 »
يعنى : ظلمت عدم ضوء است از آنچه در شأنش آن است كه
هامش
( 1 ) . ن : معد لحصول مثله الى آخره . متن كشف المراد / 220 موافق نصّ مىباشد .
( 2 ) . م ، الف : يعنى مضىء . . . مىشود .
( 3 ) . كشف المراد / 220
( 4 ) . م ، الف : - اما
( 5 ) . م ، الف : - پس آن را ضوء ثانى مىگويند .
( 6 ) . كشف المراد / 220