متحرّك پس اعتماد متولّد مىسازد حركت ديگر را و اعتماد ديگر را ايضا تا منتهى شود حركت .
و دويم از اينها چيزى است كه متولّد مىشود از اعتماد به شرطى و بدون آن شرط نمىباشد ، و آن اصوات است كه متولّد مىشود از اعتماد به شرط مصاكه از جهت آن كه صدا موجود است در غير محلّ قدرت نسبت به « 1 » آنچه آن « 2 » مولّد و محصّل اعتماد اوّل است ، و آنچه تعدّى مىكند از محلّ قدرت مولّد آن نيست [ ب - 151 ] مگر اعتماد و ميل هرگاه آنچه تعدّى كند از محل قدرت متولّد شود از اعتماد به شرط مصاكه ، پس آنچه حلول نموده در محلّ قدرت اولى است در اين امر كه حاصل شود از اعتماد مثل اوّلى بودن حركت اوّلى كه از اعتماد و ميل قاسر اوّلا حاصل مىشود .
و ثالث اينها چيزى است كه متولّد نمىشود از اعتماد بنفسه ، بلكه از آن به توسّط امرى حاصل مىشود ، و آن الم است و تأليف است .
پس بتحقيق كه اعتماد مولّد مجاورت است و تفريق ، و مجاورت مولّد تأليف است ، و تفريق / * الف / 116 / مولّد الم است .
هر چند مآل شروح مرقومه در اين مطلب واحد است ، ليكن چون بيان اين مطلب را علّامه - رحمه اللّه - در شرح خود خالى از اغلاق ننموده بود آنچه مرقوم شده بود در شروح در حيّز تحرير در آورد كه باعث تسهيل فهم آنچه علّامه - رحمه اللّه تعالى - ذكر نموده بشود ، اگر چه در طى ترجمه به نحو اوضح ذكر شده و خواست كه معلوم
هامش
( 1 ) . م ، الف : - نسبت به
( 2 ) . م ، الف : - آن