شرط ماليدن و رسيدن چيزى به چيزى . و امّا آنچه متولّد / * ب / 115 / و حاصل مىشود از اعتماد نه بالذّات بلكه به واسطهء امر ديگر ، پس آن تأليف است و الم . امّا تأليف متولّد مىشود از مجاورت و ربطى كه حاصل مىشود از اعتماد . و امّا الم پس متولّد مىشود از تفريقى كه حاصل مىشود از اعتماد .
و در شرح علّامه - رحمه اللّه - واقع است كه : « قسمت نمودهاند متكلّمون اعتماد را نسبت به آنچه متولّد است از اعتماد به سه قسمت :
يكى آن است كه متولّد مىشود از اعتماد بالذّات بدون حاجت « 1 » به شرطى اگر چه شرط گاهى محتاج اليه احيانا مىشود و آن متولد عنه بالذات ، يكى اكوان است و يكى اعتماد در محلّ است اگر چه « 2 » تولّد اين اكوان و اعتماد در غير محلّش مشروط است به شرط تماس . و ظاهر آن است كه مراد از تماس رسيدن جسم ديگر باشد به متحرك تا آن كه جسم به غير محلّش حركت نمايد .
و بتحقيق كه ما گفتيم كه متولّد مىشود از آن اكوان از جهت آن كه جسم مختصّ مىشود به جهتى دون اخرى در حال حركتش . پس ناچار است از مخصّصى از براى آن جهت و آن مخصّص اعتماد است . و بتحقيق ما گفتيم كه آن اعتماد مولّد اعتماد ديگر است از براى آن كه وجود حركت قسريه شيئا بعد شىء است از جهت آن كه متحرّك يافت مىشود در آن اعتماد ، و اعتماد مولّد و محصّل حركت اولى و اعتماد ديگر است معا ، بعد از آن هرگاه حركت نمايد آن
هامش
( 1 ) . م : جاحت
( 2 ) . م : - محتاج اليه . . . چه