الاعتمادات منقسمة الى اعتمادات لازمة طبيعيّة ، و هى اعتماد الثّقل فى جهة السّفل ؛ و اعتماد الخفيف فى العلو ، و اعتمادات مفارقة و هى الاعتمادات المجتلبة ، مثل اعتماد الثّقيل فى جهة العلو و اعتماد الخفيف فى جهة السّفل » . و ظاهر آن است كه مجتلب به جيم و باء [ ب - 149 ] معجمتين است ، يعنى كشيده شده يا كشاننده . و در شرح واقع است كه آن ميل مفارق مقتضى حركت است به احد جهات اربع ، يعنى يمين و شمال و قدام و خلف ، از جهت عدم توقّف و سكون در احد جهات اربع يا ذهاب از اينها به مقابلشان ، به خلاف جهتين فوق و سفل .
قال : و يفتقر الى محل لا غير .
غرض از اين مبحث آن است كه چون اعتماد عرض است ، و هر عرض محتاج است به محلّ ، پس اعتماد محتاج است به محل - يعنى محلّ واحد « 1 » - و چون ممتنع است حلول عرض در محلّين ، جايز نيست حلول اعتماد در دو محلّ ، از جهت اين گفته است مصنّف - رحمه اللّه - : « يفتقر الى محل لا غير » و بعض متكلّمين چون طعن زدهاند در كلّى بودن اين دو حكم - نه . . . « 2 » - محتاج شدهاند به استدلال بر هر دو حكم در اينجا .
و استدلال نمودهاند بر اوّل به اين كه حالت و صفت اصل ذات اين / * ب / 114 / اعتماد وجوب مدافعه از محلّش است ، يعنى صفت
هامش
( 1 ) . م ، الف : - يعنى محلّ واحد
( 2 ) . م ، الف : - نه . . . / كذا . متأسفانه نسخه از بين رفته و در ميكروفيلم نيز نيست .