ايشان كه در اين ميل بعضى متماثلند ، و آن هر چيزى است كه مختصّ به جهت واحده باشد از شش جهت ، به سبب آن كه تساوى معلول دالّ است بر تساوى علّت ، و اين حكم كلّى دليل است بر رفع شبهه ابن كمونه كه سابق و لا حق مذكور شده ، از جهت آن كه دو ذات كه هر دو بالذّات مقتضى وجوب وجود باشند مباين نمىتوانند شد .
پس ظاهر شد كه ميل بعضى كه متماثلند تماثل با هم موجب نفى تباين است و مستلزم وحدت نوعى است . و بعضى از آن ميلها مختلف مىشوند و آن چيزيست كه متعدّد باشد جهاتش .
و در شرح ملا محمود واقع است كه بدون فوق و تحت ميول به حسب شخص [ الف - 149 ] مختلفند نه بحسب نوع و صنف ، به جهت آن كه ما به همان ميل كه به مشرق مىرويم به مغرب مىرويم . و اختلاف نمودهاند شيخ ابو على و ابو هاشم در كتاب خود ، پس گفته ابو هاشم كه آن غير متضادّ است ، از جهت آن كه / * الف / 114 / مجتمع مىشود دو ميل در حجرى كه صعود كند قسرا كه در اين صورت ميل طبيعى به سفل ما ميل قسرى به علو با هم جمع شدهاند .
و ايضا در يك حلقه كه دو كس جذب نمايند و بكشند آن را از دو جانب مخالف دو ميل ضدّ با هم جمع شدهاند ، و گفته است ابو على كه اينها متضادّند .
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٥٠٥