نداشته باشد .
و خفّت بر عكس آن است ، و اين كيفيّتيست كه اقتضا مىكند حركت جسم را به فوق ، به اين نحو كه بالاى عناصر طوف كند و منطبق شود [ الف - 147 ] سطح آن بر سطح فلك قمر اگر مانعى آن را منع نكند . اين است مراد از ثقيل و خفيف مطلق كه مصنّف - رحمه اللّه - ذكر نموده .
و امّا اضافى هر واحد از خفيف و ثقيل كه در متن است به دو معنى ايراد شده :
امّا خفيف اضافى :
اوّلا : به اين معنيست كه در طبعش حركت در اكثر از مسافت ممتده ما بين مركز و محيط باشد ، به اين معنى كه از مركز حركت نمايد به محيط ، ليكن به محيط نرسد . و گاهى عارض مىشود اين خفيف را حركت از محيط ، و اين هر دو حركت ضدّ هم نيستند ، از جهت آن كه ميل به محلّ خود در هر دو صورت دارند كه ما بين مركز و محيط است و در آن مستقرّ مىشوند ، مثل هوا كه محلّ آن تحت نار و فوق آب است در هر جا باشد ، و منتهى مىشود آن به نهايت محلّ « 1 » واحدهاش كه اينجا است ، پس معلوم شد كه ضدّ هم نيستند .
و خفيف اضافى به معنى دويم : اين است كه هرگاه قياس كرده شود به نار فى نفسها بوده باشد نار سابق از آن نسبت به محيط ، پس قياس به محيط ثقيل است و خفيف است بالاضافه به آنچه در ما
هامش
( 1 ) . م ، الف : - محلّ