قال : و هما متغايران للّين و الصّلابة . « 1 »
يعنى رطوبت و يبوست غير لين و صلابت است . و اين هر دو از كيفيّات استعداديّهاند . پس لين كيفيّتيست كه جسم به سبب آن مستعدّ انغمار و فرو رفتن است ، و مىباشد اشيا را به سبب آن قوام غير سيال ، پس منتقل مىشود / * الف / 112 / از موضعش قدرى و ممتدّ بسيار نمىشود .
و در شرح اصفهانى واقع است كه « 2 » : منتقل از وضعش مىشود و ممتدّ نمىشود بسيار ، و ايضا متفرّق به سهولت « 3 » نمىشود و قبول غمر از رطوبت مىكند ، و امساك از يبوست نيز دارد .
و صلابت كيفيّتيست كه مقتضى مقابل اين است .
قال : و الثقل كيفية تقتضى حركة الجسم الى حيث ينطبق مركزه على مركز العالم ان كان مطلقا ، و الخفّة بالعكس ؛ و يقالان بالاضافة باعتبارين . « 4 »
چون ثقل و خفّت از كيفيّات محسوسهاى است كه صادر مىشود از حرارت و برودت كه از جمله ملموساتند بحث كرده مصنّف از اين هر دو بعد از اوايل ملموسات به اين مناسبت .
بر آن كه هر واحد از اينها گفته مىشود به دو معنى حقيقى و اضافى !
پس ثقل حقيقى كيفيّتيست كه اقتضاى حركت جسم مىكند به سفل به حيثيّتى كه منطبق شود مركز آن بر مركز عالم هرگاه مانعى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 213
( 2 ) . م : له
( 3 ) . م : شهولت
( 4 ) . كشف المراد / 213