از متشاكلات با هم جمع مىشوند چون جنسيّت علّت ضمّ است . و اين است كه / * ب / 111 / مصنّف - رحمه اللّه - گفته كه : « جامعة للمتشاكلات » الى آخره .
و برودت بر عكس حرارت است كه جمع مختلفات مىكند ، و تفريق متشاكلات مىنمايد ؛ زيرا كه باعث انجماد مىشود نه تفريق كه متشاكلات به سبب انضمام جنسيّت جمع شوند ، و مختلفات به سبب مخالفت از هم مفارقت نمايند ، پس به سبب انجماد متشاكلات پيش هم نمىتوانند آمد ، و مختلفات از انجماد به هم ملصق مىشوند ، خنكى طرفه بلايى بود است كه از جانبين مضرّ است .
قال : و هما متضادّتان .
يعنى حرارت و برودت دو كيفيّت وجوديّه هستند كه ما بين ايشان غايت تباعد است ، پس اين هر دو ضدّ هماند . و خلاف نكردهاند در اين محقّقون و غير محقّقين رفته [ اند ] به اين كه برودت عدم حرارت است از آنچه در شأنش اين باشد كه حارّ باشد ، پس تقابل ميان اينها تقابل عدم و ملكه است ، و اين خطا است ؛ از جهت آن كه ادراك مىكنيم از جسم بارد كيفيّت زايده بر جسميّت مطلقه و زايد از عدم حرارت را ، بلكه مدرك امر وجودى اينجا مىشود كه آن برودت است و عدم حرارت مدرك نمىشود ، پس رسيد كه برودت ضدّ و صفت وجوديّه است و مدرك است .
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: محمد اشرف علوى عاملى
ص٤٩٥