حاصل نمىشود ، پس مزاج اخصّ و غير كيفيّات محسوسه است .
مسألهء خامسه در بحث از ملموسات است
قال : فمنها / * الف / 111 / اوايل الملموسات ، و هى : الحرارة و البرودة و الرّطوبة و اليبوسة و البواقى منتسبه اليها . « 1 »
و چون كيفيّات ملموسه اظهرند نزد طبيعت حيوانات از جهت عمومش نسبت به كلّ حيوان ، پس مقدّم داشت بحث از اينها را . و بدان كه كيفيّات ملموسه يا فعليّهاند يا انفعاليّه يا چيزى است كه مناسب اين هر دو است ! پس فعليّه دو كيفيّتند كه آنها : حرارت است و برودت . و انفعاليّه نيز دوتاست : رطوبت و يبوست است .
و ما مىخواهيم از فعليّه چيزى كه بكند صورت به وساطت آن در مادّه فعلى ، و به منفعله چيزى كه منفعل شود مادّه به وساطت آن . و بتحقيق كه دوتاى اوّل فعليّتيناند و دوتاى آخر منفعلتين اگر چه مادّهها منفعل مىشوند به اعتبار اين دوتاى اوّل نيز ، ليكن اين دو تا را فعليتين مىگويند از جهت آن كه اوّلتين فاعلند در دوتاى آخر بدون عكس .
و امّا باقى كيفيّات ملموسه مثل لطافت و كثافت و لزوجت و هشاشت « 2 » و جفاف و بلّت « 3 » تابع اين اربعهاند . و لطافت را نقل نمودهاند به عنوان اشتراك كه به چهار معنى است :
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 211
( 2 ) . هشاشت : نرم و ترد
( 3 ) . بلّت : ترى