عدد است .
قال : و ليست الاطراف اعداما و ان اتّصف بها مع نوع من الاضافة . « 1 »
يعنى اطراف اعدام نيستند اگر چه متّصفند به اعدام با نوعى از اضافه . رفتهاند جماعتى از متكلّمين به اين كه سطح كه طرف جسم است و خطّ كه طرف سطح است و نقطه كه طرف خطّ است اعدام صرفهاند كه تحقّقى در خارج ندارند و الّا منقسم مىشدند به انقسام محلّشان كه جسم و سطح و خطّند . و ايضا از جهت آن كه طرف عبارت است از نهايت شىء كه عبارت از فناى و عدم آن شىء است ، پس از جمله اعدامند ، و از جهت آن كه سطحين هرگاه وجودى باشند و ملاقات كنند با هم در وقت ملاقات كردن اجسام ، پس اگر ملاقات به تمام اجزا نمودهاند تداخل لازم مىآيد . و الّا پس انقسام سطح لازم است جهت آن كه ما يلاقى غير ما لا يلاقى « 2 » است و همچنين خطّ و نقطه . و اين وجوه ثلاثه خالى از تكلّفى نيست ، از جهت آن كه از كلام اوّل كه موجب انقسام بود جواب گفتهاند كه انقسام محلّ موجب انقسام حال در اعراض ساريه است ، امّا در غير [ الف - 143 ] اعراض ساريه است « 3 » ، پس انقسام محلّ باعث انقسام حال نمىشود .
و امّا ثانى كه مذكور شد كه طرف عبارت « 4 » از نهايت است « 5 » تكلّف است ، از جهت آن كه نهايت عدم محض و نفى صرف نيست ، به سبب
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 207
( 2 ) . م : - غير ما يلاقى
( 3 ) . ن : - است
( 4 ) . م : عبارتست
( 5 ) . م : - است