تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
و امّا خطّ پس بتحقيق عرض است ، از جهت آن كه غير واجب الثّبوت است ، و بالعرض است از براى جسم ، و هر چه همچو باشد عرضى خواهد بود . و بيان عدم وجوب ثبوت خطّ از جهت آن كه ثابت مىشود از براى سطح به واسطهء تناهى و در سطح گاه هست كه اين نهايت نيست ، مثل كره حقيقيّه ساكنه كه در آن خطّ نيست [ ب - 142 ] بالفعل و كره ساكنه ، به جهت آن گفته‌اند كه : در متحرّكه تصوّر خطوط در وقت حركت مىشود . و امّا زمان ، پس بدرستى كه محتاج است به حركت ، از جهت / * ب / 108 / آن كه زمان مقدار حركت است ، و مقدار محتاج است بر متقدّرى « 1 » - يعنى قابل تقديرى - كه آن حركت است ، و حركت عرض است و محتاج به عرض اولى است به عرضيّت ، پس زمان عرض است . و امّا عدد ، از جهت آن كه تقوّم و تحصّلش به آحاد است به نحوى كه گذشت ، و آحاد عرض است ، پس عدد نيز عرض است . پس قول مصنّف كه : « و التّبدّل » گفته تا قول او كه « يعطى عرضيّة الجسم التّعليمى و السّطح و الخط و الزّمان و العدد » اشاره به دلايل خاصّه است . و در كلام متن لفّ و نشر است . « فان التّبدّل مع بقاء الحقيقة » متعلّق به جسم تعليمى است ، و « افتقار التّناهى » الى « برهان » متعلّق به سطح است . و « ثبوت الكره الحقيقيّة » متعلّق به خطّ است و « الافتقار الى عرض » متعلّق به زمان است . و « التقوّم به » متعلّق به
هامش
( 1 ) . م : متعدى
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 480 | محمد اشرف علوى عاملى / ناجى اصفهانى