تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
سطح ، چون در سطح عمق نيست اصلا ، و همچنين در عدم صرف كه در مقدّمه حدوث عالم ما بين واجب و عالم ثالث المعلّمين - جدّ داعى - گفته كه عدم غير مكمّم صرف مطلق است كه غير متناهى است ، و نه غير متناهى به سبب آن كه امتداد در امور مادّى متصوّر است نه در عدم صرف مطلق و در مجرّدات . پس موافق حديث : « كان اللّه و لم يكن معه شىء » « 1 » عدم غير مكمّم است فاصله ما بين واجب و عالم . و سيّد مرتضى - رحمه اللّه - در بعض مؤلّفات خود ايراد نموده كه حضرت رسالت - صلّى اللّه عليه و آله - بعضى از زنادقه كه به قدم عالم قائل بودند الزام فرمود كه عالم و فلك قديم اگر باشند ، پس حركت افلاك غير متناهى و قديم مىشود ، و وجود امروز موقوف بر ديروز ، و همچنين هر لا حقى موقوف بر وجود سابق بوده در تحقّق ، و چون قديم بوده و غير متناهى بايد باشد حركات فلك به حسب تحقّق و وجود ايام از اوّل غير متناهى و غير مبدأ ، پس وجود امروز كه به ما رسيده بعد از حركات غير متناهيه متحقّق شده ، و طىّ حركات غير متناهيه محال است . پس امروز بايست بما نرسد و چون امروز به ما رسيد معلوم است كه قدم عالم و حركت افلاك غير متناهى بودن باطل است و عالم مسبوق به عدم است . و شكّ نيست كه اين دليل و برهان اثبات عدم غير مكمّم مذكور مىنمايد و حدوث عالم را ثابت مىكند ، به اين معنى كه عالم مسبوق بر عدم بوده ، و قديم و غير متناهى ايام و ليالى نبوده ، و الّا امروز به ما
هامش
( 1 ) . ر . ك : توحيد صدوق / 67