قال : و الحافظة . « 1 »
اين قوّهء چهارم است كه مسمّى به « حافظه » است ، و اين قوّهء خزانه وهم است ، و دليل اثباتش به نحوى است كه در خيال مذكور شد بعينه ، و به آن نحو خيال بايد كرد . و اين قوّه را « متذكّره » مىگويند به اعتبار قوّتش بر استعاره حضور غايبات . و نزد ايشان خلاف شده كه متذكّره حافظه است يا غير آن .
قال : و المتخيّلة المركّبة للصّور و المعانى بعضها مع بعض . « 2 »
اين قوّه خامسه است كه مسمّى به « متخيّله » است به اعتبار استعمال اين قوّه در حسّ و « متفكّره » اش مىگويند به استعمال عقل اين قوّه را ، و اين قوّهاى است كه مركّب مىكند بعض صور را به بعضى صور ، مثل تركيب گوسفندى يا برّه كه سر آن سر انسان باشد ، و همچنين تركيب بعض معانى را به بعضى ، و بعض صور را به بعضى معانى و دلالت مىكند بر مغايرت اين قوّه با قواى ما تقدّم صدور اين فعل از اين قوّه [ الف - 138 ] دون از غيرش ، از جهت آن كه ممتنع است صدور اكثر از فعل واحد از قوّه واحده .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 200 . م : الحافظ
( 2 ) . كشف المراد / 200