ملتقاى اين هر دو روح است و بر هيئت مخروط به حسب توهّم است ، پس هر دو مخروط اگر ملاقات مىكنند هم را و در آن ملتقى كه محلّ ادراك است / * الف / 104 / يكى مىشوند ، پس در آنجا يكى ديده مىشود مرئى .
و اگر اين مخروطان ملاقات در ملتقى نكنند با هم و يكى نشوند ، و تقاطع به طريق نفوذ در آنجا رو ندهد و گردش نمايد ، اين تقاطع « 1 » منطبع مىشود از هر شخصى صورتى جدا ، و تحويل مىشود رؤيت به حالت حول . و آن شخص احول مىگردد ، و يكى را دو خواهد ديد .
مسألهء رابع عشر در انواع قواى باطنه متعلّقه به ادراك جزئيّات است
قال : و من هذه القوى بنطاسيا الحاكمة بين المحسوسات . « 2 »
اثبات نمودهاند اوايل از براى نفس قواى جزئيّه خمسه كه از حواس باطنهاند .
اوّل : بنطاسيا است ، و آن حسن مشترك است . [ ب - 136 ] و آن است مدرك از براى صور جزئيّه كه جمع مىشود در آنجا صور و مثال محسوسات .
دويم : خزانهء آن است كه خيال است .
سيم : وهم است ، و آن قوّتيست كه ادراك معانى جزئيّه كه متعلّق به محسوسات است مىكند ، مثل صداقت جزئيّه و عداوت جزئيّه ،
هامش
( 1 ) . م ، الف : - اين تقاطع
( 2 ) . كشف المراد / 198