تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
شود آن « 1 » شعاع كه « 2 » به سوى نفس مرئى بود « 3 » ادراك وجه خود و آنچه مقابل باشد ، مىكند ؛ و اگر منتفى شود صيقلى بودن مرآت حاصل نمىشود انعكاس مثل اشياء خشنه ، / * ب / 103 / چنانچه علّامه گفته است . و در شرح ملّا على « جسم كثيف » واقع شده « 4 » عوض « خشنه » ، و اصفهانى « كثيف » گفته و تفسير به ملوّن نموده . و منظور همه آن است كه صيقلى نباشد كه در اين صورت مشاهده « 5 » مىشود ، و انعكاس ندارد از جهت عدم صيقلى بودن آن ، اين است علّت ديدن انسان خود را در مرآت نزد اصحاب شعاع . و امّا قايلون به انطباع گفته‌اند وجه ديدن صورت خود در آينه اين است كه منطبع مىشود در مرآت صورت رائى ، و از آن منطبع مىشود به عين صورت آن صورت . و اين باطل است ، از جهت آن كه صورت اگر منطبع شود در مرآت ، پس بايد متغيّر نشود به تغيير وضع رائى . چون منطبع شده مثل صور كه در جدار و اجسام كشيده مىشود . اين است تحقيق علّامه ، رحمه اللّه تعالى . و مذهب ثالث كه غير انطباع و خروج شعاع است آن است كه هواى مشفّ ميان بصر و مرئى متكيّف مىشود به كيفيّت شعاع بصرى و آلت ابصار مىشود . ليكن ارسطو و اتباعش و شيخ ابو على را مذهب انطباع است .
هامش
( 1 ) . م : - آن ، الف : - شود آن ( 2 ) . م ، الف : - كه ( 3 ) . م ، الف : - بود ( 4 ) . شرح التجريد / 216 ( 5 ) . ن : مشاهد