قال : و ان عرض تفرق السّهمين تعدّد المرئى . « 1 »
اين كلام مصنّف - رحمه اللّه تعالى - اشاره به علّت دو ديدن احول است . و در شرح اصفهانى واقع [ الف - 136 ] شده كه نور ممتدّ از هر دو عين بر هيئت مخروطين است ، و اصل قوّت آن بر سر مخروط است كه طرف باريك آن است كه سهم مخروطش مىگويند كه متّصل است به روح باصره . و اتّصال آن گفتهاند كه نزد رؤيت است . پس هرگاه واقع شود اين در سهم مخروطين كه تخيّل مىشود و به حسب و هم اين نحو خيال نمودهاند هر چند حقيقتى « 2 » نداشته باشد « 3 » در حين واحد « 4 » رؤيت شود « 5 » نزد رائى دفعة بدون اختلافى در تقدّم و تأخّر در عينين ناظر مرئى را واحد و يكى مىبيند ، و الّا دو تا ديده « 6 » مىشود از جهت متفرّق بودن اين دو سهم مخروط .
و علّامه - رحمه اللّه - نيز در شرح خود به اين سبب قائل شده در احول بودن هرگاه به خروج شعاع كسى قائل شود ، و قريب به اين مضمون ايراد كرده در شرح خود و ذكر نموده كه قايلون به انطباع گفتهاند كه صورت اوّلا منطبع مىشود در جليديّه ، و آن وقت ديده نمىشود امرى و الّا ادراك مىشد مرئى واحد متعدّد و دو شىء ، چنانچه هرگاه دو دست چيزى را مسّ كند دو لمس و دو مسّ خواهد بود ؛ ليكن چون در جليديّه مىرسد و مؤدّى مىشود به واسطهء روح منصوب مقرّر در عصبتين مجوّفتين به محلّ ملاقات اين دو عصب كه
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 198
( 2 ) . م : حقيقى
( 3 ) . م ، الف : + واحد
( 4 ) . م ، الف : - واحد
( 5 ) . م ، الف : - شود
( 6 ) . م : دريده