و برودت و رطوبت و يبوست را ، پس به مسّ در مقام طلب اينهاست و از اين جهت است كه مىگويند : « امسه فلا اجده » . پس مس به معنى اتّصال شد .
قال : و فى تعدده نظر . « 1 »
اختلاف نمودهاند مردم در اين كه لمس آيا قوّت واحده است يا قواى كثيره است . جمهور بر اين رفتهاند كه چهار قوّت است :
قوّت اولى : حال است [ الف - 133 ] ميان حرارت و برودت .
دويم : حاكم است ميان رطوبت و يبوست .
و ثالثه : حاكم است ميان امر صلب و لين .
و رابعه حاكم است ميان خشن و ملس .
از جهت آن كه قوّت واحده صادر نمىشود از آن اكثر از امر واحد .
قال : و منه الذّوق ، و يفتقر الى توسّط الرّطوبة اللعابية الحالية عن المثل و الضّد . « 2 »
يعنى ذوق قوّت قائمه به سطح لسان است كه كافى نيست در آن ملامسه تنها ، بلكه بايد رطوبت لعابيه خاليه از طعم مثل و ضدّ در آن باشد ، كه اگر طعم مماثل يا مضادّ داشته باشد ذايقه كما هو حقّه ادراك امرى نمىتواند نمود .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 195
( 2 ) . كشف المراد / 195