بالذّات ، يعنى بعضى امور هست كه ديده مىشود اوّلا و بالذّات ، و بعضى ثانيا و بالعرض . و اوّل مرئى ضوء و لون است لا غير . و ثانى عداى اين هر دو است از ساير مبصّرات ، مثل شكل و حجم و مقدار و حركت و وضع و حسن و قبح و غير اينها از آنچه مرئى مىشود .
قال : و هو راجع فينا الى تأثر الحدقة . « 1 »
ادراك نزد جماعتى از فلاسفه و معتزله / * ب / 102 / راجع است به تأثّر حاسّه ، پس ابصار به عين معنىاش تأثّر حدقه است ، و حدقه سواد عين است در رائى ، و تأثّر آن عبارت از انطباع و انفعال آن است از شىء مرئى ، و اين در حقّ مخلوق است تنها . و لهذا مصنّف - رحمه اللّه - گفته : « فينا » از جهت آن كه ادراك ثابت است در حقّ خداى - تعالى - و تصوّر نمىشود در اوايل تأثّر و اشاعره رفتهاند به اين كه اين ادراك حق - تعالى - معنى زايد بر تأثّر حاسه است ، يعنى به تأثّر حاسّه نيست ، بلكه صفت زايد بر آن است غير مفتقر به آلات در حقّ ، تعالى .
قال : وجب [ الف - 134 ] حصوله مع شرائطه . « 2 »
بدان كه شرايط ادراك هفت است :
اوّل عدم بعد مفرط .
دويم : عدم قرب مفرط ، و از اين جهت است كه آنچه به عين ملصق باشد ديده نمىشود .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 196
( 2 ) . كشف المراد / 196 : و يجب