قوّت بسيطه در مادّه و محل بسيط بايست به شكل كره اقتضا نمايد ، و اين مركّبات بر شكل كرات باشند ، و اين باطل است بالضّرورة .
مسألهء سيزدهم در انواع احساس است
قال : و أمّا قوة الادراك / * ب / 101 / للجزئى ، فمنه اللّمس ، و هى قوّة منبثّة فى البدن كلّه . « 1 »
چون فارغ شد مصنّف - رحمه اللّه - از بحث از امر عامّ - اعنى قوّت نباتيه - شروع نمود در بحث آنچه اخصّ است از آن ، و آن قوّت حيوانيّه است ، اعنى احساس كه مشترك است ميان انسان و غير انسان از حيوانات ؛ و ابتدا به لمس نمود از جهت آن كه باقى حواس از جهت تحصيل نفع است ، و اين از جهت دفع ضرر است ، و چون دفع ضرر اولى است از جلب نفع لا بد مقدّم داشت بحث از لمس را بر ساير قواى حسّاسه .
و بدان كه لمس كيفيّت قائمه به بدن است ! كه منبثّ است در جميع ظاهر بدن سواى كبد و كليه و عظم و طحال . پس معلوم شد كه لمس قوّتيست كه با آن قوّت ادراك ملايم و منافى مىنمايد .
و در بعضى از كتب معتبره فرق ميان مسّ و لمس نمودهاند به اين نحو كه مسّ اتصال چيزى است به بشره ، به نحوى كه متأثّر شود و ادراك نمايد كسى بعد از مسّ به حسّى كه آن لمس است مثل حرارت
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 194