مسألهء دوازدهم در قواى نباتيّه است
قال : و للنّفس قوى تشارك بها غيرها هى الغاذية و النّامية و المولّدة . « 1 »
چون بدن آلت نفس است در فعلهايى « 2 » كه به واسطهء بدن رو مىدهد پس صلاح نفس به صلاح بدن است ، و چون بدن مركّب است از عناصر متضادّه و جزء نارى باعث احاله و تحليل رطوبت و اجزاء بدن مىشود ، محتاج است بقاى بدن در ايراد ما يتحلّل منه ، يعنى آنچه به تحليل مىرود از بدن به سبب حرارت ، و آن سه قسم است :
يكى : حرارت جزء نارى مخلوق در بدن و مزاج ؛ دويم : حرارت غريزيّه ، و حرارت غريزيّه منبعث مىشود از نفوس فايضه بر اجسام از نباتى و حيوانى و انسانى ؛
سيم : حرارتى كه از اسباب خارجه است ، مثل حرارت شمس و حركات و امور خارجه كه باعث آن مىشود .
پس اقتضا نموده حكمت الهى به گردانيدن نفس را صاحب قوّتى كه به سبب آن ممكنش باشد كه عوض آنچه رفته به آينده و بدلى تدارك نمايد ، و اين منحصر است به غذا ، و چون بدن اوّل خلقتش محتاج بود به زيادتى در مقدار بر طريق تناسب در اطراف به سبب اجسامى كه منضمّ به آن از خارج شده و مىشود ، واجب است موافق حكمت الهى گردانيده شود نفس صاحب قوّتى كه تواند تحصيل
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 303
( 2 ) . م ، الف : فعلهاى