كه تعريف به حسب اسم باشد غير حدّ به حسب حقيقت ، و منظور تعريف حقيقيست كه تحت نوع واحد داخل باشند .
و بعضى گفتهاند كه بديهيست اين تعريف در هر فرد پس در تحت نوع واحدند چون جمعى كه گفتهاند كه افراد در تحت يك نوع نيستند ، از جهت / * الف / 97 / آن كه ديدهاند اختلاف نفوس را در ذكا و بلادت و بخل و سخاوت ، پس حكم بر اختلاف نوعى اينها نمودهاند ، و هرگاه مختلف بالنّوع باشند هر فرد نوعى خواهد بود منحصر به فرد . مصنّف متوجّه دفع آن شده و گفته است :
قال : و اختلاف العوارض لا يقتضى اختلافها . « 1 »
يعنى اختلاف عوارض در ذكا و بلادت و غيرهما مقتضى اختلاف معروض كه نفس است نيست . اين جواب [ الف - 127 ] از شبهه كسيست كه استدلال نموده است بر اختلاف نفوس به حسب نوع .
و تقرير دليل ايشان اين است كه گفتهاند : يافتهايم نفوس بشريّه را كه مختلفند در عفّت و فجور و ذكا و بلادت ، و نيست اين اختلاف از توابع مزاج ؛ از جهت آن كه مزاج گاه هست كه واحد است و عوارض مختلفه دارد ، و خلاف آنچه بايد رو مىدهد ، به سبب آن كه بارد المزاج گاه هست كه در غايت ذكا است ، و حارّ المزاج در غايت بلادت است و بر عكس .
و گاه هست كه متبدّل مىشود اين مزاج و صفت نفسانيه باقى
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 188